تبليغاتX
حـــــرفـــهــای مـــرا گــــوش کـــنیـد

حـــــرفـــهــای مـــرا گــــوش کـــنیـد

 

 

همدم تنهايي هاي من!


ديريست بر پنجره ي قلب دلم دست نوازشي ، غبار غم و اندوه را پاك نكرده!


چنديست چشمانم روان است و مانند رودي خروشان لحظه ها را سپري مي كند!


هرزگاهي لبخندي از روي غصه ي فراوان بر روي لبانم نقش مي بندد و مدتي بعد طوفان غم

 تمام افكارم را پريشان مي كند و دوباره اشك درون چشمانم حلقه مي زند…


تنها شدم ! تنهاي تنها ، خدا هست اما تو نيستي !


شدي رفيق نيمه راه و مرا در كو چه هاي وحشت تنها و بي كس رها كردي!


از اعماق تاريكي كورسويي نمايان است اما وقتي توجه مي كنم چيزي جز سراب نمي يابم…


كجايي ؟ به چه مي انديشي ؟ به خاطرات گذشته ؟ به دستان سخت من ؟ نگاهت در پي كيست ؟

قلبت براي چه كسي است ؟ و …


هزاران سوال بي جواب درذهنم نقش بسته است من را به بيشتردراعماق كوچه ها گم ميکند!


چرا عشق ما اينگونه شد ؟ كدامين فكر ، افكار احساسي تو را اينگونه ويران ساخت ؟


كدامين دست ديگر مي توان جاي دست تو را بگيرد ؟ كدامين آغوش مي تواند من را آرام سازد و

 اندوه غم را از كنج دلم بگيرد ؟ كدامين كس مي تواند مرا از اين غم سنگين نجات دهد ؟


جواب اين ها با توست و من خود نمي دانم و گمگشته ام…


سوختم و بازنده شدم !!!


آرزوي من خوشبختي توست !‌


پس برو ، هر وقت بازگردي دير نيست و من منتظر لحظه هايمان در رويا مي مانم…


من درانتظارچشمانت وآغوش گرمت مينشينم تا جايي كه توان دارم با خاطراتت زندگي مي كنم…

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت22:9توسط NiNi | |

 

هرگز فراموش نمی کنم

سخنانی که از چشمان تو شنیدم    

می گویند چشمها هرگز

دروغ نمی گویند

اما من شیرین ترین دروغ ها را

از چشمان تو شنیدم

آن هنگام که می گفتند:

 

                     دوستت دارم...                                                                   

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت14:10توسط NiNi | |

 

     این وبلاگ عشق منه سر بزنید !!!

غمکده ی مهسای من

+نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت21:22توسط NiNi | |

ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟ اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره

تو رو خدا کمکم کنید دارم دیوونه میشم....

کی فکرشو میکرد مهسای من وااااااااااااااااای خدایااااااااااااااا

باورم نمیشه فکر کنم چشمام اشتباه دیده؟!؟!

چند روز پیش با دوست من رفیق شده خداااااااااا مگه من دل ندارم؟!

تو رو خدا راهنماییم کنید واسه برگشتنش چکار کنم؟؟؟؟؟؟

 

شکسپير ميگه : زندگي حواسشو جمع ميکنه ببينه تو چي دوست داري تا دقيقا همونو ازت بگيره

احتمال میدم این داستان زندگی من باشه؟!!!!

 

چشمانش پر از اشک بود به من نگاه کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از برم میروی

بگو که دوست دارم به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم و بر لبانش

بوسه ای زدم اما نگفتم که دوسش دارم روزی که به سوی او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را

 به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری دستهای

 سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم که دوسش دارم . ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چند

 شاخه گل میخک سرخ به دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم به من گفت : بگو که

 دوسم داری میترسم که دیگر هیچ وقت این کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش

زدم و رفتم . وقتی که آن روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت زده

وحیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم : به خدا دوست دارم

اما......

دوست دارم بخداااااااا

 

+نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت23:27توسط NiNi | |

در سرزمینی بنام عشق رشته کوهی وجود دارد بنام:      {محبت}

و از این رشته کوه رودی می گذرد بنام:                    {صفا}

و این رود به آبراهی می ریزد بنام                   {وفا}

 و این آبراه به آبشاری می ریزدبنام                         {عشق}:       

و در آخر،این آبشار به اقیانوسی می ریزد بنام:           ((وداع عشق))

کاش لااقل جواب اس ام اسمو میدادی دارم میمیرم بخدا حقم نیست!!!

خیلی نامردیه بخدا خیلی

+نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت22:48توسط NiNi | |

چشم هايت وقتي دروغ مي گويي زيباتر مي شوند

 اگر مي خواهي زيباترين باشي به من بگو دوباره

                       دوستت دارم!

 

مهسا خانوووووووووم

 

همیشه از شکستن دو چیز بترس


۱. دلی که دوست داره


۲. دلی که همیشه به یادته

 

گرچه دوست نمي خرد ما را به ريالي،

 ولي نفروشم تار مويش به جهاني.



تا تواني رفع غم از چهره غمناک كن؛

 درجهان گرياندن آسان است، اشكي پاک كن...

اشک بهترين پديده ي دنياست ولي

تا زيباترين چيزها روازانسان نگيره خودشوتقديم نمي کنه.

فاصله گرفتن از آدم هایی که دوستشان داری

 بی فایده است زمان به ما نشان خواهد داد

که جانشینی برای آنها نیست.

کمتر به فکر کسی باش که دوستش داری ،

 بیشتر به فکر کسی باش که دوستت دارد ...


كوه چون سنگ بود تنها شد يا چون تنها بود سنگ شد...


من كه نه سنگ بودم نه كوه، پس چرا تنها شدم؟

میدونم صلیب رو دوست داری....

کاش صلیبت رو آخرین بار ازت گرفته بودم

کاش برمیگشتی

کاش بازم دوستم بداری

کاش این کاش ها حقیقت باشه

 

+نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت22:2توسط NiNi | |

 

عشق من                                                     

تو را از بين عشق من  

                                                      

تو را از بين صدها گل جدا كردم

 

تو قلبم جشن عشقت رو به پا كردم

 

براي نقطه ي پايان تنهايي

 

تو تنها اسمي هستي كه صدا كردم

 

عشق من ، عشق من

 

بگو از پاكي چشمت ، من و لبريز خواستن كن

 

با دستات حلقه اي از گل بساز و گردن من كن

 

اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده

 

نوازش كن تو دستام رو كه خيلي وقته يخ كرده

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت2:30توسط NiNi | |